خرید بک لینک
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود آمد سکوت سرد و گرانبار را شکست آمد صفای خلوت اندوه را ربود آمد به این امید که در گور سرد دل شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق من بودم و سکوت و غم و جاودانه ای آمد مگر که باز در این ظلمت ملال روشن کند به نور محبت چراغ من باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر زان بیشتر که مرگ بگیرد سراغ من گفتم مگر صفای نخست

برچسب: دنبال,سرنوشت, نویسنده: کاوه صفری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:04

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: گفتگو,قاصدک, نویسنده: کاوه صفری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:04

ماهور که دستان ظریف و کوچکش را دور گردنم حلقه می کند و سرش را به سینه ام می چسباند، چشمهایم را می بندم و تصور می کنم خودم هستم و او... محکم تر در آغوشش می گیرم گویی تا ابد به او تعلق دارم، مبادا گمان کند یک روز تنها و بی اغوشش خواهم گذاشت... نغمه که دیگر برای خودش خانمی شده، وقتی نشسته ام و می آید سرش را روی دست راستم می گذارد و افق وار بر عمود ران هایم دراز می کشد و اینگونه مرا محکم در آغوش می گی

برچسب: آغوش,مادرانه, نویسنده: کاوه صفری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:04

قدم گاه...
می سپارم

صدفِ عشقِ تو را

بر کفِ دریا

شاید

پاکیِ موج

بشوید

قدمِ نحس مرا...


برچسبها: شعر نیمایی, مینامهرآفرین, صدف, موج, دریا

تراوش شده زمانی که تقویم ها زمزمه می کنند سه شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ و ساعت ها فریاد می زنند 13:13از کوزه ی دل مینا مهرآفرین| |


برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:04

صفحه بندی